نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کنار بخاری پتو پیچیدم به خودم ونشستم ولی بازم لرز دارم... فکر میکنم این لرز از سرما نباشه ته دلم میلرزه رفیق
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
گاهی دلم یک اتفاق عجیب میخواهد تا نگاه ها را به سمت من برگرداند ..... عقده ای شده ام دیگر خنده ندارد
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دیشب کمی با آسمان درد و دل کردم ! از صبح آنقدر باریده که نگرانش شدم...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من دلم شادی میخواد.... جک میخوام
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دوستان سلام .بچه ها مزاحمی دارم که میخوام شمارش رو پیگیری کنم اگه کسی آشنا هست بهم کمک کنه برام پیغام بذاره ممنون میشم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
آسمان گفت امشب جایت را با من عوض کن؛میبینی چه اشک ریزانی راه انداخته است...!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فکر کنم سر حرف های خودمه که اینجوری شده ، من و واسه خودم دوست داشته باش
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آن قدر ها هم که فکر میکنی عجیب نیست.... بگو دوستت دارم!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یعنی اینجا باور میکنین نوشته ها مال خودمونه؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
این روزها دوستانم خیلی نمک میریزند.... نه اینکه شادم کنند نه زخم هایم را می سوزانند...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
غرورم شکسته.... کسی رو هم ندارم گریه هام و تسکین بده .... خدا کمکم کن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دنیای من بی تو مثل دنیای زاغ است بی روباه.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
میدانی روزگار اگر دوست داشتی کمی سرعتت را کم کن آخر من به گرد تو نمیرسم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
این سنگینی روی قلبم دیگه داره از پا درم میاره
میدونم حسه خیلی بدیه,ایشالله خیلی زود دلت آروم شه
13 سال و 8 ماه و 29 روز و 10 ساعت و 4 دقيقه قبل توسط موبایلمرسی فاطمه جان
13 سال و 8 ماه و 29 روز و 8 ساعت و 52 دقيقه قبل توسط موبایل