نگین غروب ( جنگجوی خسته)
قلبم درد میکنه؛ نه بیماری قلبی ندارم! سابقه زیاد دارم ولی قلبه دیگه هنوز عادت به شکستن پیدا نکرده
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
هر هر می خندم.... روزی چند بار خودت و میزنی به اون راه؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
روزی صد بار کلی بی فایده..... چند بار تاحالا متهم به قصاص شدی؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خسته ام؛ خسته از این شهر شلوغ؛خسته از همهمه و تکرار و دروغ؛سخت باید پی رفتن باشم(ستوده)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بازم شروع شد.... خداجونم دیگه خسته شدم! کجایی پس...؟!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فک کنم باید برم باز پروری! اعتیادم به گوشی و نت زیاد شده ینی یه وضی اصن...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دلم سخت شکسته است؛ دل من سخت گرفته است ؛محرمان هم همه نامحرم شدند!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من دیوانه این محبت هایی شده ام که نمک روی زخمم پخش میکند...!!(خودم)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
از این همه علاقه تو خجالت میکشم خواهشا برو من لایقش نیستم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خالی نبودن عریضه...... شد چند سال؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
گیجم مثل آدمی که یه ضربه محکم خورده باشه تو سرش
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
"قول میدهم جبران کنم"برای تو حربه ای بود که مرا در کنار خود نگه داری!تو ق.ل بده جبران کنی من کنارت میمانم(خودم)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
میروم خسته و افسرده و زار / سوی منزلگه دیرینه خویش / بخدا میبرم از شهر شما / دل افسرده و دیوانه خویش
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من کجا دنبال کار بگردم آخه....!!؟؟