نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل
همین آزارم میدهد؛یک حس دوگانه بین پاکی و گناه...!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل
اه دنبالر تو موبایل چه چالبه
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
زن است دیگر... ، دلتنگ نبدن هایت شده بهانه میگیرد ، تو با اخمی او را به عیب جویی مهم میکنی...!!(خودم)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
آرزو دارم یه روز یه جای آروم باشم جایی که کلبه باشه و آتیش شومینه و زیبایی و سکوت و من برای رسیدن تو چایی دم کنم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دل شکسته ام را ارزان خریدی دیگر چرا پاشیدیش از هم....؟؟؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من مانده ام چطور یک مرد را میتوان عاشق باقی نگه داشت؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
با اینکه دیوانه وار مامان و بابامو دوست دارم ولی رابطمون در حد همون دوری و دوستی باشه بهتره.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
میدونی معنی نفرت چیه ؟؟!! نمیتونم فراموشت کنم رویای تنهاییم !!! حالا من پرم از نفرت
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
روند سکوت کردن و ..... آخرین نفری که دوست داری ببینی ؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
گاهی حسادت میکنم به دخترکی که هر سحر با نوازش دست های مادرش از خواب بیدار میشود
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فاحشه ام ؟! چون مردی را بی مهابا دوست میداشتم ، چون عشقی را طلب کردم . آیا همه فاحشه های دنیا اینچنینند...؟؟؟(خودم)
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دیگرم گرمی نمی بخشی ، عشق ای خورشید یخ بسته....