نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دیگه چشم هام و سرم درد گرفته
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ماهی شده ای هرچه تلاش میکنم بیشتر از دستم سر میخوری.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دیگرم گرمی نمی بخشی عشق ای خورشید یخ بسته سینه ام دریای نامیدی است خسته ام از عشق هم خسته
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
هنوزم تو برای من ، همن عشق نفس گیری که حتی یک نفس دیگر سراغم را نمیگیری نمیگیری.............
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
مگه اینکه دنبالر به ما پیام خصوصی بده ســـــــــــلــــــــــام
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردن شماست نشوید!… هیچ قاتلی دوست ندارد هنگام کشتن کسی، مزاحمش شوند!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بازیگوش بودم اینکه تمام عمر مشق نام تو میکنم تنبیه خداست!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تـــو ، چـه می فهمی ! حــال و روز کسی را که ، دیگر هــــیـــــچ نگاهی دلــش را نمی لرزانـد ...!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
هَـــر روز بـَــر روی دِلـــمــ مــی نــویســمــ " عـــاشقــی تـــا اطــلاع ثـــانــوی ممنـــــوع "
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ تـــو بــی مـَـن چــِـه خــواهــی كــــرد؟ اصـــلا" يــــادت هَستـــ كــِــه نيستــَـمــ ...؟