نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بدجوری دلم گرفته اینقدر که میخوام یکی رو بکشم.....کــــــــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــکـــــــــــــــــــ
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
برای تو مینویسم تا بدانی زندگی همیشه به روی پاشنه مراد تو نخواهد چرخید،روزی مراد پاشنه اش را عوض خواهد کرد خواهی دید....!!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دهانم بسته است سلام را از چشمانم بخوان
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چه دلگیر است غروب های این روزها.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
شمعدانیهای خانه پژمردند بس که نگاه سرد تو بر آنها نشست...(خودم)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اگه بازم منو خواستی که ببینی من همونجام پشت لبخند قدیمی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من هنوزم در و خونه رو نبستم روم حساب کن من هنوزم دم دستم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
سلام ...... دوستان یه روانشناس تو این جمع پیدا میشه.....؟؟؟؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت ، شاه عشقت شدم و کیش رخت ماتم کرد
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
باز یک ته سیگار خاموش دیگر ... چقدر ساده سوختم مثل این سیگار
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
روزی که دلت پیش دلم بود گرو ، دامان مرا سخت فشرده که مرو / حالا که دلت به دیگری شد مایل ، کفش کج من راست نمودی که برو...؟؟!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ســـــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ستاره آسمون نقش زمینٍ یار / خودم انگشتر و یارم نگینٍ / خداوندا نگهداره نگین باش یار / که یار اول و آخر همینٍ یار
نه نه نه تو رو خدا این کار رو نکن.......
14 سال و 8 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 21 دقيقه قبلبیای جلو میخورمت..........
14 سال و 8 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 16 دقيقه قبل
منم از خودم دفاع میکنم
14 سال و 8 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 12 دقيقه قبل
14 سال و 8 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 11 دقيقه قبل