نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بی تو این عشق غریب است ، بهارم! برگرد این همه فاصله آید به چه کارم؟ برگرد آسمان خسته تر از من ، وَ من از رفتن تو پُرم از ابر ، که همواره ببارم ، برگرد
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
راه كه مى روم؛ مدام بر مى گردم و پشت سرم را نگاه مى كنم... ديوانه نيستم؛ خنجر از پشت خورده ام!!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یه نگاهی به بغل دستم کرد و پرسید:جای کسیه؟ یه نگاهی به بغل دستم کردم و گفتم:جای کسی بود...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دلم سکوت می خواهد و جایی که کسی تنهاییم را بر سرم فریاد نکشد
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
مرحله اول آزمون قالیبافی رو قبول شدم هووووووووورررررااااااااااااا
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اگه به همون اندازه که به دوست پسرها و دوست دختر هایمان فکر میکردیم به " خدا " می اندیشیدیم عارف میشدیم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چقدر کوتاه است عمر "همه چیز با یک نگاه شروع می شود " امروزی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تمام شد باورت می شود با یک سلام تمام شد
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تشيع در داستان كربلا، در اوج شكوهش تجسم عيني پيدا ميكند. اما يكي از وسايل بيروح شدن و فلج شدن فكر شيعي و گم شدن اصل قضيه، اين است كه ما همه چيز را گذاشتيم، و به داستان كربلا پرداختيم. و به شكلي پرداختيم كه اولين قرباني تجليل و تعظيم ما از حسين و يادآوري داستان كربلا، خود حسين و خود داستان كربلاست. بينش تاريخي شيعه | سال 1349 | اسلاميات | 19- حسين وارث آدم | 5-حسينيه ارشاد (1348-1352) | شفاهی صفحه 9 از 37
سلام
14 سال و 9 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 59 دقيقه قبلsalam khosh omadi aziz
14 سال و 9 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 58 دقيقه قبلسلام نگین جون !
14 سال و 9 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 55 دقيقه قبلسلام...
14 سال و 9 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 55 دقيقه قبلسلام به روی ماه همتون
14 سال و 9 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبل