نگین غروب ( جنگجوی خسته)
به هر که دست میدهم یخ میبندد ، نمیدانم من زمستانیم یا انسانها.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
هیس؛تو رو خدا به زور این بغض لعنتی رو خوابوندم؛بیدارش نکن!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
راننده پایه یک شهری میخوام..
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
بروبکس توییت
آنقدربرای بودنت اشک ریخته ام که چشم هایم خشک شد؛خدا را شکر دیگر رفتنت رانمیبینم...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من اگر پاییزم تو بهاری و بسان برگ نورسته امید فریبنده و داغ
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
بروبکس توییت
من هیچ چیز ندارم؛نه جسمم باکره است نه احساسم؛قلبم پاره پاره شده و ظاهرم شکسته؛فقط یک چیز؛فقط بگو چه بازیی برایم درنظر گرفته ایی..؟!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
بروبکس توییت
من فقط میخواهم بدانم چطور میتوانی؛مرد باشی؛یک رابطه را شروع کنی؛وابسته کنی بعد در عمق نگاه او بگویی دلت برای دیگری تنگ شده! چقدر بی انصاف!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چقدر دوری ...!!! دیگر داری غریبه میشوی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
میشناسی مرا ...؟؟ آری میشناسی مرا ، هن همانم فقط کمی تلخ ترم....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تنهاتر از آنم که برای نیامدنت گله کنم ، خواستی بیا ، نخواستی لطفا باز بیا
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
سیگار میکشی؟ کام آخر را با من بکش ؛تلخ است مانند زندگیمان
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یه روز اومدی یه روز باید بری....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دو روزه خونه نبودم حالا اومدم میبینم در یخچال نیمه بازه کف دستشوییم خون ریخته.... ای وای ینی چی؟