نگین غروب ( جنگجوی خسته)
میراث رفتنت منم و این کوچه های مکرّر در پرسه های بی نشان من به دنبال کسی می گردم کاش ! دستم را رها نمی کردی ! تو آیا ... مرا ندیده ای ؟ " پرویز صادقی"
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند آخر هم مهر سنگ بودن ...میخورد روی پیشانیاش
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
این روزها به هر کی "پر و بال" بدی ...بجای اینکه باهات "پرواز" کنه ...واست "دم" در میاره
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اگر ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی آینه و یازدهتا گل قشنگ دیدی، اصلا تعجب نکن، چون این نشون میده که هم کوری، هم خنگی و هم دچار توهم شدی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم ، خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمیگذرم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
آخرين باری که مرا، كنار زدی تا نور، بتابد برايت، خورشيد را .........هدیه آورده بودم!!! !!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل
حالتای مریضی برگشته.... وای یعنی چی میشه؟:-(
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بغضش را میخورد ؛ به نگاه ابریش کاری نداشته باشید ؛ نخواهد بارید...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
آزادی بیان و آزادی اندیشه / یافت مینشود ؛ جسته ایم ما....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خیلی دارمسعی میکنم این شب ها از آدم هایی که بهم بدکردن بگذرم ؛ این وسط یکی هست که هم عاشقشم هم ازش به شدت دلخورم ؛ هم میبینم تلاش های من بی فایدست ؛ نمیدونم چکار کنم!؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ساده و بی آلایش / دوستدار عزیزم تولدت مبارک؛ با آروزهای نیک برای سال هایی زیبا
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تو رو اون لحظه که دیدم به بهانه هام رسیدم / از تو تصویری کشیدم که اون و هیچ جا ندیدم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
به یاد همیشه دو سیگار روشن میکنم اولی را خودم و ته مانده دومی را هم خودم دود میکنم