نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تشيع در داستان كربلا، در اوج شكوهش تجسم عيني پيدا ميكند. اما يكي از وسايل بيروح شدن و فلج شدن فكر شيعي و گم شدن اصل قضيه، اين است كه ما همه چيز را گذاشتيم، و به داستان كربلا پرداختيم. و به شكلي پرداختيم كه اولين قرباني تجليل و تعظيم ما از حسين و يادآوري داستان كربلا، خود حسين و خود داستان كربلاست. بينش تاريخي شيعه | سال 1349 | اسلاميات | 19- حسين وارث آدم | 5-حسينيه ارشاد (1348-1352) | شفاهی صفحه 9 از 37
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اين نسل حق دارد که مرا دشنام دهد، از خشم بر چهره من پنجه کشد، با ناخنهايش پوست صورتم را بخراشد اما حق ندارد آنچه را در عشق به آزادي گفتهام و نوشتهام به جز عشق به آزادي نسبت دهد مجموعه آثار33 / گفتگوهای تنهایی / ص125
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
معلوم دلی و مجهول چشم... ای همه هستی من (حسین پناهی)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من دلم لک زده واسه دو زار استقلال
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
آدامس ها بزرگترین اساتید معنویت هستند از کودکیمان تلاش می کنند به ما بفهمانند ”هیچ شیرینی ای ماندگار نیست . . . “
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
ای دوست لحظها هایت رنگین@shoom
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یکی من و از تو لیستش پاک کرده، دلم شکستـــــــــــــــــــــــــــــــ...................!!!!!!!!!!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه ، همه غصه های دنیا توی سینه من.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
درنگ مکن آنچه که بردی بوی خوش مهربانی بود.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
سلام کسی کد فعال سازی کسپر رو نداره
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فدات شم دوستدار جونم@doostdar
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
زندگی بدون مشکلات ، انسان را به آب راکدی تبدیل می کند که می ماند ، می گندد و متعفن می شود
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یکی بیاد من رو بکشه.................دلم میخواد بمیرم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دست از پا خطا کنی تعویض میشوی، همین حوالی کسی شبیه توست