نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نه از تنهایی میترسم نه از تنها ماندن ترسم از... تنها بودن در كنار دیگری است...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اعصاب چیست؟ چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو حتما داشته باشی. توقع چیست؟ چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی .
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
روزی سنگی به پیشانی سنگی کوه خورد کوه خندید وسنگ شکست روزی کوه میشکند خواهی دید....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چه تجارت ناشیانه ای بود آن همه نازی که من از تو خریدم ..
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کجاست اون دست نورانیه معجز بگو بیاد و دستم و بگیره...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
دلم تنگه برای گریه کردن ، کجاست مادر کجاست گهواره من.....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من آن مجنون تنهاي غريبم . كه از سهم دو دستت بي نصيبم . به دل گفتم كه روزي خواهي آمد. و دل مي داند او را مي فريبم...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
چه میشد زمین گرد نبود تا من یک گوشه به انتظار تو بنشینم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
می نویسی ابر ، من چتر برمیدارم . می نویسی باران ، من خیس میشوم. می نویسی دریا ...، من غرق می شوم. می نویسی درد ، من ناله میکنم . می نویسی رنج، من زجر میکشم . مینویسی مرگ، و من... . دیگر نیازی به نوشتن نیست
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
درد دارد از وقتی رفتی زندگی درد دارد
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خدایا! تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم، یکی از گریه های شیرین کودکی ام را پس بده