نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
بروبکس توییت
آخه چرا وقتی یاهوتو باز میکنی؟ نه واقعا چرا؟ تازه با کمال علاقه مینویسه نیستم پی ام نده؛ خوب آفش کن....!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
گاهی چه ساده فراموش میکنی مسیر را.... من اینجام اینجا،میبینی؟میشنوی؟آهای با توام نامهربان اشتباه میروی مسیر را
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
برفی! کدوم قسمت سر اگه ضربه بخوره دچار فراموشی میشی؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نمیدونم احتمال زیاد.... سکوت یا فرار؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
بروبکس توییت
حقیقتا این روزها دیگه به زور دارم خودم و سرپا نگه می دارم...
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
این یکی و نخوردم..... کی؟
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
خیلی خسته ام! تا الان هم هیچ چیزی منجر به رفع این حقیر نشده است؛از توانمندان تقاضای یاری داریم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
فردین جات خیلی این روزها خالیه؛آخه میدونی میترسم اگه بیایی تو هم مثل خیلی فلانی ها فقط بشکنی!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من حاصل یک رابطه اجباری شبانه ؛ گویا از زمانی که هنوز نیامده بودم تنهایی ام را زاییدند....(خودم)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
بگو با من ای یار دیرینه / چرا اینچنین گشت با ما زمانه / در میان آن همه دوست داشتن ها / مارا رها کرد آرامش دنیا...؟؟!!! (خودم)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
تيغ روزگار شاهرگ "کلامم" را چنان بريده ، که سکوتم بند نمي آيد.
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
صدایی شنیدم در پستوی کلام سکوت بود که آواز سر داده بود در همان تنهایی بود که دستی اشکهایم را پاک کرد سکوتم شکست وخدا آری وخدا آزادانه به کلام بنده اش گوش داد (خودم)
نخیر از اناش نیستم شوخی بود واقعا...
14 سال و 1 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 7 دقيقه قبلهمچنین
14 سال و 1 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 5 دقيقه قبل توسط موبایلناراحت نشین...
نخیر شوخی نبود شما از اوناشی
14 سال و 1 ماه و 21 روز و 12 ساعت و 2 دقيقه قبلاین و اون نداره
14 سال و 1 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 56 دقيقه قبل توسط موبایلهمه ما مخلوقیم
مخلوق هم ممکن الخطاست
ما مینویسیم پی ام پلیز....
ای خدا............................!!!!!!
14 سال و 1 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبل