nilufar
یا یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است!!! نه خواب میخواهد نه خوراک ...
nilufar
با آرامشم اعتماد پشه رو جلب کردم و بعد کشتمش .. از این دورویی خودم بیزارم!!!
nilufar
خدایا ! دستت را از روی اسپیس بردار این همه فاصله زیاد نیست؟؟؟؟؟ ...
nilufar
به مردانگیت تکیه داده بودم اما...از مردانگی تنها اسمی را به عاریت گرفته بودی... دیر فهمیدم!
nilufar
چه حس عجیبیه!!! .... جای یه چیزی خالیه درست اینجا .... اره جای قلبمو میگم ... هنوز زنده ام یا مرده نمیدونم !!!! ...
nilufar
موهام روی شانه طوفان غم رهاست /امشب شب عروسی من یا شب عزاست /دارند از مقابل چشمان عاشقت /با زور می برند مرا روبه راه راست /دارم عروس می شوم این آخرین شب است/ این انتهای قصه تلخ من و شماست /حتی طنین زلزله ویران نمی کند /دیوارهای فاصله ای را که بین ماست/ من بی گمان کنار تو خوشبخت می شدم اما نشد ... /نشد که من و تو ... خدا نخواست ... /آن سیب کال ترش که بر روی شاخه بود/ این روزها رسیده ترین میوه خداست /اما به جای باغ تو در ظرف میوه است/ اما به جای دست تو در سرد خانه هاست/ آیینه شمعدان و لباس سفید و ... /آه این پیرزن چقدر به چشمانم آشناست /کل می کشند یا؟... نه ! به شیون نشسته اند/ امشب شب عروسی من یا شب عزاست /... حالا چرا عزیز دلم بغض کرده ای ؟/ این تازه روز اول و آغاز ماجراست !.....
nilufar
من همچو اهو گریزانم از شکارچی نفسم خدای ضامن اهو به فریادم میرسی؟
nilufar
ارباً اربا بس كه گرديده تنت /ناتوانم من ز خيمه بردنت /بر مزار ِ خويش تا شمعت كنم /بايد از رويِ زمين جمعت كنم....
nilufar
نوشته هایم گریبان گیرت می شوند روزی.......... آنقدر که بینشان " آه " کشیدم
nilufar
خيلى ها ديگه زندگى نمى كنن .... فقط ادامه ميدن ... !!
nilufar
من از بازی روزگار خسته ام به ایام بگویید موهایم سپید شده دیگر مرا بس است برود دنبال هم بازی تازه...
nilufar
نیلوفرم اما ... امشب مرداب مرا به سوی خود میخواند.... و چه دلچسب است عشق بازی با مرداب... مگر نه آن است که هم آغوشی با مرداب یعنی ارامشی ابدی... و جز ان ست که مرداب مرگ را به معشوقش پیشکش میکند؟!... چندیست عفت ورزیدم دربرابرش اما امشب میخواهم که هم اغوشش شوم...
nilufar
و امشب ارزوی مرگ دارم ... دوستان التماس دعا...
nilufar
آسمان فرصت پرواز بلند است است ولي ...قصه اينجاست چه اندازه کبوتر باشي...