nilufar
ديشب خدا داشت ازم امتحان مي گرفت... آره امتحان... گفت اين عبارات رو که مي گم بنويس... منم نوشتم: دوست داشتن... عشق... مردن... دلتنگي... تنهايي... خدا... باور... اشک... رفطن... دوستت دارم... عاشقتم... بي تو ميميرم... دلم برات تنگه... بي تو تنهام... به خدا قسم... اما تو باور نداري... اما تو ديگه رفطي... خدا يه نگاهي بهم انداخت گفت: اينجوري نمي شه تو همه کلمات و جملات رو درست نوشتي بجز (( رفطن )) چون باورنداري ! بايد تمرين کني ... بايد پنجاه بار از اين کلمه بنويسي تا خوب ياد بگيري ... همين الان بنويس.............. بنويس اون رفته... منم پنجاه بار نوشتم... : اون رفته ...
nilufar
شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت: خیر سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه با تعجب پرسیدم ، پس راز این مقام چیست؟ جواب داد: هدیه مولایم حسین است! (دیدگاه)
nilufar
ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد/ نمک عشق ِ اباالفضل چشیدن دارد/ تیغ کا[!]ت، ترنج از سرراهم بردار /مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد /راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن /صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد /هروله سعی وصفا، یاد تو انداخت /مرا صحن بین الحرمین ست دویدن دارد/ حق بده، دست به سوی کمرش بُرد /حسین داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارد/ اضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست /بی علمدارشدن، رنگ پریدن دارد /سربازار نباید به تو می خندیدند /جگر ِ گریه گریبان دریدن دارد /اشکهایت سرنی حرفِ دلِ زینب بود /مگراین چادر ِ پُر وصله خریدن دارد؟!
nilufar
سفت بستيدش به روي نيزه ها بازش كنيد دردش آمد اين زبان بسته كمي نازش كنيد...
nilufar
رفته صبر از کَفَم این حال نمیفهمم چیست /عمق این فاجعه صد سال نمیفهمم چیست/ در سرم هست از او طرح ِ سری خونآلود/ من که نقاشی و تمثال نمیفهمم چیست /درکَم از اوست همین قدر که شد ذبح ِ عظیم/ باقی ِ روضه يِ گودال نمیفهمم چیست /کشتن تشنهیِ زخمی عمل ِ سختی نیست/ بر سرش این همه جنجال نمیفهمم چیست!/ سر کجا رفته و انگشتر و انگشت کجاست؟ /بسمل کَنده پر و بال نمیفهمم چیست/ نحر ِ این سر که خودش جایزه دارد،/ دیگر غارتِ خیمه و اموال نمیفهمم چیست/ زره و خوود و سپر باز هم ارزش دارد /غارتِ چادر اطفال نمیفهمم چیست!!! /بین گودال و شلوغیش تنش خُرد شده /نعل آوردن و پامال نمیفهمم چیست....
nilufar
این سخن را برسانید به کنعانی ها بوی پیراهن خونین کسی می آید......
nilufar
همه هستند که به دادت برسند اما کسی نیست که به سکوتت برسد...
nilufar
دلم میخواد یه چیزی بگه ولی .... یکی ته دلمه که میگه چند بار بگم یه اشتباه دوباره تکرار نکن ... عزیز من اخه این چندمین بارته!؟!... شما بگین اخه من چیکار کنم با دل لجباز و بهونه گیرم؟....
nilufar
گُلی که رفته ای اما گلاب برگشتی /چو آب رفته ای و چون شراب برگشتی /روان شده بدنت بین ِ دست هایِ عمو/ بلند کردمت اما چو آب برگشتی /ستاره یِ حرمم بوده ای تو تا دیشب/ قَدَت کشیده شد و ماهتاب برگشتی...
nilufar
و سکوت تلخ این جمعه ها را مولا... نمیدانم کدامین بغض تو خواهد شکست...
nilufar
این منتقم آل بیت رسول الله ...؟