Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
دلم می خواد یه هفته یا جایی باشم نه آشنایی باشه نه کامپیوتری نه نتی... نه دوست نه درس نه کار... هیچی... واقعا نیاز دارم
Jangal
شاخه ها تن به تقاضای شکستن دادند... برگ ها یک به یک از شاخه به خاک افتادند... باز موسیقی تار شب و قانون سکوت... بادها باز هم، اواز عزا سر دادند
Jangal
دلم خوش است به گلهای باغ قالی ها...که چشم باران دارم ز خشکسالی ها...به باد حادثه بالم اگر شکست،چه باک!...خوشا پریدن با این شکسته بالی ها...چه غربتی است، عزیزان من کجا رفتند؟...تمام دور و برم پر ز جای خالی ها... زالال بود و روان رودِ رو به دریایم...همین که ماندم مرداب شد زلالی ها... خیالِ غرق شدن در نگاه ژرف تو بود... که دل زدیم به دریای بی خالی ها...
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 7 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 33 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 12 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 9 دقيقه قبل