Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
دروغ این روزا خیلی عادی شده... ولی از بعضی ها دروغ شنیدن خیلی سخته... سخت تر اونه که ، وقتی تو چشات نگاه میکنه و دروغ میگه و تو به روش نمیاری، فکر کنه تو باور کردی دروغش رو....
Jangal
قرار دل بی قرار من...باران ... کجایی تو...
Jangal
چنان این روز ها سخت می گذرد ، چنان گنگم در این روز ها که جوابی برای هیچ چیز ندارم... چقدر سخت شده این روز های تنهایی... چقدر ضیعف تر از تصوراتم شده ام
Jangal
یعنی دلم شکست... اگرچه صدا نداشت ...که هیچ چیز، ارزش اشک تو را نداشت!...
Jangal
میل میل توست اما بی تو باور کن که من...در هجوم باد های سرد پرپر می شوم
Jangal
هر دم از روي تو نقشي زندم راه خيال ... با كه گويم كه در اين پرده چه ها ميبينم
Jangal
چنان داغ دل،داغ دل دیده ایم... که حال خود از لاله پرسیده ایم
Jangal
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم... بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
Jangal
تو را با تپش های قلبم سرودم... به این واژه ها احتیاجی ندیدم
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 19 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 45 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 23 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 21 دقيقه قبل