Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است ...
Jangal
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست كنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگ...و گل بشنو .........هر كسی می خواهد وارد خانه ی پرعشق و صفایم گردد یك سبد بوی گل سرخ به من هدیه كند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یك دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می كوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا كه سهراب نپرسد دیگر "خانه ی دوست كجاست؟
Jangal
حالا كي اعصاب قضا درست كردن داره
Jangal
زندگی را دریاب... زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست زندگی را دریاب
Jangal
صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی ترا هم ، آرزو کردم
Jangal
حرفهایم را تعبیر می کنی سکوتم را تفسیر، دیروزم را فراموش فردایم را پیشگوئی... ...به نبودنم مشکوکی در بودنم مردد، از هیچ گلایه می سازی از همه چیز بهانه... من، کجای این نمایش هستم؟
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 56 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 22 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 10 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 58 دقيقه قبل