Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
1. شدیداً اعصاب ندارم 2. مامان نیست. 3. به دلیل 2 ، نهار هم ندارم.4. به دلیل 1، اعصاب غذا درست کردن هم ندارم.{1،2،3،4}=> عشق است گشنگی را
Jangal
خیلی احساس عجیبیه وقتی گرما تو وجودت یه شدت بالا میزنه ، در حدی که می خوای بترکی، جوش بیاری... هیچ کاری هم نمی تونی بکنی... عجب دقایق عجببی
Jangal
انکار نکنید، همتون حداقل یه بار تو بچگی در یخچال رو آرم میبستین و از لای درش به زور نیگا میکردین ببینین کی چراغش خاموش میشه
فرشاد
من مرده شما زنده ، یه روز خیلی چیزا روشن میشه
Jangal
فکرش رو بکن بعد از سالها که من مُردم... تو به چه فکر میکنی؟...
Jangal
معشوق من چنان لطیف است که خود را به "بودن" نیالوده است......!!!
Jangal
خدایی دارم خیلی تلاش میکنم که دِپ نشم...
Jangal
دیگران اگرکه خوب یا خدا نکرده بد.... خوب من چه کرده ام؟ شاعرم که شاعرم! ...راستی چه کرده ام؟ شاعری که کار نیست... کارچیز دیگریست من به فکر دیگرم...
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 19 ساعت و 52 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 18 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 5 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 56 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 54 دقيقه قبل