دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Jangal

خیلی محرمانه درباره »
Jangal
مرد - متاهل
امتیاز: 11691

دنبال‌شدگان

(1387 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1049 کاربر)

گروه‌ها

(206 گروه)

بازدید

Jangal
Jangal

گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول

Jangal
Jangal

@✔کتــ☾ــے ... کتی جان با تاخیر زیاد دوباره تولدت رو تبریک میگم، امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی... فقط شام رو کِی میدی؟ من گشنمه

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal
توسط پیامک

حالم از دنیا به هم می خوره ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
Jangal

ازت یه خواهشی دارم... تو او چیزی بخواه از من

Jangal
Jangal
توسط پیامک

از باغ می برند که چراغانیت کنند...تا کاج جشن های زمستانیت کنند...پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار...تنها به این بهانه که بارانیت کنند...یوسف به این رهاشدن ازچاه دل مبند...این بار می برندکه زندانیت کنند

Jangal
Jangal

این روز ها گاه فکر می کنم بعضی از این کتاب ها را باید ببرم سر کوچه بگذارم، که نه انها برگردند و نه من.... اما یادم می آید من آن ها خوانده ام.

Jangal
Jangal

خدایا تو زندگی 10 دقیقه ترسیدم... شاید اگه اون 10 دقیقه نبود اصلا امروز اینجا ننشسته بودم... نمی دونم اون 10 دقیقه صلاح بود یا نه... ولی الان دارم از نترسیدنم، می ترسم... واقعا نمی دونم.

Jangal
101431.jpg Jangal

چقد دلم می خواست الان تو یکی از اون کاروان سرا قدیمی های توی کویر بودم و تا صبح به آسمون نگاه میکردم

Jangal
Jangal
توسط پیامک در رضا یزدانی

آسمان کبود شده از بس بغض کرده

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Jangal
Jangal

ای نَفَر نِسَ اَشانَ بگه ، آخَر تی پِر خُب... تی مار خُب می حافِظَ چِرِ اوسانید...

Jangal
Jangal
توسط پیامک

یه روز خوب...هرچند پر حاشیه و پر مشغله... هرچند پر از سرگردونی و دلواپسی... ولی

Jangal
Jangal

آنكه مست آمدو دستى به دل ما زد ورفت/در اين خانه ندانم به جه سودا زد و رفت/خواست تنهايى مارا به رخ ما بكشد/تنه اى بردر اين خانه تنها زد و رفت... به یاد

Jangal
Jangal

@محمدحسن مزروعی @یاس حالا که محمد حسن نیست من پست های تبریک تولدشو بازنشر میکنم... که تولدش بیشتر مبارک باشه... با اجازه ی یاس البته

Jangal
Jangal

دعا کنید برام... امروز حس بدی بود... دعا کنید تحملم بیشتر بشه... دعا کنید که همیشه و از همه انتظار هر چیزی رو داشته باشم... دعا کنید بتونم بفهمم چرا این چیزا رو میفهمم... دعا کنید بفهمم چه باید بکنم.... دعا کنید ...

Jangal
Jangal

گاه به خود میگویم او توانست با یک چکش بسیار کوچک دیوار به آن قطوری را سوراخ کند و از آن زندان فرار کند،پس من هم می توانم با دست این دیوار را بکنم... فرقی نمی کند... حال آن دیوار پوسیده این دیوار سنگ کوهی، چکش به آن کوچکی هم که بود و نبودش فرقی ندارد.... به یاد فرار از زندان شاوشنگ

Jangal
Jangal

شاخه ها تن به تقاضاي شکستن دادند*** برگ ها يک به يک از شاخه به خاک افتادند*** باز موسيقي تار شب و قانون سکوت*** بادها باز هم آواز عزا سر دادند... «دیدگاه»