Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
طنز تلخی است به خود تهمت هستی بستن... آن که خندید چرا، آن که نخندید چرا؟... طالع تیره ام از روز ازل روشن بود... فال کولی به کفم خط خطا دید چرا؟... من که دریا دریا غرق کف دستم بود ...حالیا حسرت یک قطره که خشکید چرا؟
Jangal
دیدم یه پیام خصوصی هست جواب دادم بعد الان دوباره نگاه میکنم نیست... توهم زدم شدید
Jangal
امروز با چند نفر حرف زدم... بازم نقش آدم عاقل رو داشتم... بازم خودم رو تو راهی که واسه دیگران خوبه نگه داشتم...بازم چروک ها رو نشون ندادم... دلم می خواد سیر گریه کنم
Jangal
هر دمی دردی و هر ثانیه سالی بود... سرح این ثانیه ها را به که باید گفت؟... هذیان بود و شب و تاب و تب تردید...درد و درمان و دوا را به که باید گفت؟
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 48 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 36 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 27 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 2 ساعت و 24 دقيقه قبل