Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
بعضی وقت ها یک تصویر در آینه برایم آشناست.بعضی وقت ها.
Jangal
واعظي پرسيد از فرزند خويش ...هيچ داني مسلماني به چيست؟؟؟... صدق و بي آزاري و خدمت به خلق ....هم عبادت ،هم کليد زندگيست... گفت زين معيار اندر شهر ما ... يک مسلمان هست آن هم ارمنيست
Jangal
تبر هایی که هر لحظه تمام قامتم را به لرزه می اندازد...من ایستاده ام...ولی این چرا هر لحظه بیشتر میلزرم...باید عادت میکردم......
Jangal
عا قلانه ترین حرف های عاقلان دنیا هم تو را از چشم من نمی اندازند...نگاه سردت را به تمامشان نمی دهم
Jangal
کی می شود به روی تو روشن چراغ چشم؟......روشن نشد جواب سوالی که داشتم......باری مگر ز شرقِ نگاه تو بردمد......آن آفتاب رو زوالی که داشتم
Jangal
بوی پاییز میدهد تابستان ، این روزها ..... انگار که شهریور عاشق شده باشد ...
Jangal
تو ضامن لبخند من نیستی...اما حداقل بگذار بهانه ام باشی...
Jangal
قدر قلبی که تورو توی خودش نگه داشته بدون...
Jangal
خو زاکان ما بریم...فردا امتحان است امشب باس بیدار ماند...
Jangal
شقایق گفت :با خنده نه تبدارم ، نه بیمارم ....گر سرخم ،چنان آتش حدیث دیگری دارم ....گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی.... نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی ( دیدگاه)
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 42 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 46 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 44 دقيقه قبل