Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
باور کنید یه وقتایی شکستن دل بعضی ها بهترین لُطفیه که میشه در حقشون کرد... یه وقتایی تلخ بودن شیرین ترین کاری که میشه در حق خیلی ها کرد... ایناس که مرد بودن به رُخ میکشه
Jangal
و این از خواص زلزله الارض است ...که گاه تکه ای از بسطام را می برد به بم... و کوه حیدربابا را... این وقت شب آورده... است به رختخواب ابری من... در دهلی نو... و من از او مدام... سراغ ساز "عاشیق عیمران" را می گیرم...
Jangal
زن دست روی شکمش کشیده و گفته بود:«اگر تو همین ماه به دنیا اومد اسمش را می ذاریم رمضان! باشه؟».پرستارها داد زدند:«نوزادش زنده ست! زود ببریدش اتاق عمل!».مرد با خودش گفت:«اسمش را می ذارم خداداد!».
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 30 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 56 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 43 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبل