دخترهای خوب مثل سیب های روی درخت هستن!بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند!پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است اکتفا می کنند...سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل از آنهاست در حالی که آنها فوق العاده اند . .... آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید.......
می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است ... و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی .دراز بکشی .دست هایت را زیر سرت بگذاری. به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی ... در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
اگر چکیده تبلیغات ماهواره را ملاک قرار بدهیم مردم ایران کچل های دماغ گنده چاقی هستند که می خواهند یک هفته ای ویزای کانادا بگیرند اما قبل از آن می بایست اعتیاد خود را ترک کنند
آدم های ساده را دوست دارم! همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند! همان ها که برای... همه لبخند دارند! همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند! آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛ ... عمرشان کوتاه است!! آدم های ساده را دوست دارم! بوی ناب “ آدم ” می دهند...
سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند !من را انتخاب کرد ...دستی به تنه ام کشید ، تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر !به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود !...سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود ...مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی... خشک شدم .... بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه .. ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن ! ای انسان ، تا مطمئن نشدی ، احساس نریز .. زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن ، خشک می شود
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.روزی که کمترین سرود'بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادریست. روزی که دیگر درهای خانهشان را نمیبندند .قفل افسانهییست و قلب برای زندگی بس است. روزی که معنای هر سخن دوستداشتن است ...
هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم مثل این بوده است که دست خداوند عالم را بر شانه خویش احساس کرده ام.((چارلز مورگان
به نظر من که "تـــــــــــو" بالاترین ســـــیــــــبــــــــــ این درخت هستی...

14 سال و 9 ماه و 3 روز و 17 ساعت و 36 دقيقه قبلmerceeeeeeeee yezaream naha 1alame merceeeee
14 سال و 9 ماه و 3 روز و 17 ساعت و 29 دقيقه قبل