nooshin
من گمان مي كردم دوستي همچون سروي سرسبز ,چارفصلش همه آراستگي ست .من چه مي دانستم هيبت باد زمستاني هست ,من چه مي دانستم سبزه مي پژمرد از بي آبي, سبزه يخ مي زند از سردي دي, من چه مي دانستم دل هر كس دل نيست ,قلبها ز آهن و سنگ قلبها بي خبر از عاطفه اند ...(مصدق)
nooshin
گاهی سرم را بالا می گیرم تا آسمان مرا فراموش نکند ,تا ابرها بدانندکه وقت باریدن است ,تا پرنده ها ببینند همزاد اسیرشان را... ومی گریم تا زمین بداند که من از جنس ابرم نه خاک ...
nooshin
کاش مثل کارتونا گوشه چشم آدمهای بد جنس دروغگو برق میزد..... !!!!
nooshin
جواب یه حرفایی ، یه نفس عمیقه .. بزار تو دلت بمونه .. این جوری قشنگ تره !!!
nooshin
از انسانها غمی به دل نگیر، زیرا خود نیز غمگینند . با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند، زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند ، پس دوستشان بدار گرچه دوستت نداشته باشد!!!