Omid Saberi
عاشق این شعر یگانه م : من خودم اینجا غریبه م جز تو هیشکی و ندارم/گل من تحملم کن که یه کم دووم بیارم/توی لحظه های دلگیر این تو خاطرت بمونه/که همون یه قطره اشکت زندگیمو میسوزونه/سرتو بالا بگیر من کنارتم هنوز چی آوردن به سرت که می نالی شب و روز
Omid Saberi
ای پرنده ی مهاجر سفرت سلامت اما / به کجا میری عزیزم قفسه تموم دنیا / روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری / وقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری / آخرش یه روزی هجرت در خونتو می کوبه / تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
Omid Saberi
ميخوام ازت جدا بشم يه ذره تنها بموني/رفيق نيمه راه من ديره واسه پشيموني
Omid Saberi
میان بیگانگی و یگانگی هزار خانه است، آنکس که غریب نیست شاید که دوست نباشد
چــاوشــیــســـم
کلاهمونو اگه باد نبرده / یا که خوره دلامونو نخورده / یا اگه غم که خنده هاش چرنده / نمیتونه به ریشمون بخنده / اگه هموز ریشه ی ما تو خاکه / یا دستامون تو آسمون پاکه / اگه درختیم و سفید بختیم / اگه تناوریم و سبز و سختیم / عوض نشو رنگ نباز و نشکن / حتی با دیدن شکستن من / دلم میخواد مث همیشه باشی / برای من ساقه و ریشه باشی / نمیتونم نمیتونم عزیزم / خاطره های تورو دور بریزم/
چــاوشــیــســـم
یادش بخیر تراک خودکشی ممنوع : از این بالا نگاه کردم زمین منو صدا میزد/یکی میگفت بپر پایین یکی تو قلبم جا میزد/وقت تموم کردن کار شهامت دل بریدن/خط کشیدن دور همه به حس پرواز رسیدن
Omid Saberi
تو همونی که میگفتی تو دنیا هیشکی مثل من پیدا نمیشه/تو همونی که میگفتی قلبم مال تو باشه واسه همیشه
سلام . . . صبور باش
15 سال و 10 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبل