OMID
یاد سهراب بخیر،آنکه تا لحظه ی مرگ با پریشان حالی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی،باورت گر بشود یا نشود مرا غمی نیست... اما ''نفسم'' میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست!
OMID
اگر کارگردان بودم صداي نفس هايت موسيقي متن تمام فيلم هايم بود…
OMID
نفس مصنوعی یعنی : تو نباشی و من به عکست خیره شوم …
OMID
نفرین به تو فاصله... از اینجا تا ثریا هم باشی ، من عاشق همانم که در ثریا معشوقش منم... ای فاصله ... مرگ بر تو !
OMID
امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد .
OMID
در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .
OMID
جلد گرفته ام عشقم را با خيال و خاطره مبادا كه تا بخورد حتي گوشه از احساسم زير دست اين همه تنهايي.
OMID
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست “تنهایی” ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت
OMID
خَستــــه ام....! امــــا تَحمـُـــل مـی کُنــم... خُــــدایـــا روزِگـــارت با من و احساسم بـَــد تـــا کـــرد...!
OMID
کنارت چقدر حال من بهتره .. از این حالی که این روزا میشه داشت اگه دنیا هر چی که داشتم گرفت .. ولی دستتو توی دستام گذاشت بگو تا کجا میشه همدست بود .. تو راهی که بیراهه همپای ماست تو صبحی که تاریکتر از شبه .. تو این شب که کابوس رویای ماست