واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
به مامانم می گم سرم درد می کنه. می گه چرا؟ می گم شاید تومور مغزی دارم! می گه: "خفه شو ذلیل مرده… این حرفا چیه می زنی؟!" منظورش اینه که "خدا نکنه عزیزم"! البته فکر کنما!
به زخمهایم می نگری ... ؟! درد ندارند دیـــــــــــــــگر ... روزی که رفتـــــــــــــــی ، مرگ تمام درد هایم را با خودش بـــــــــــــــرد ! مرده ها درد نـــــــــــــــمی کشند ... ! حرف آخرم این اســـــــــــــــت ... برنگرد دیـــــــــــــــگر !! زنده ام نـــــــــــکن ... ! ! !
دختره ميره پيتزافروشي پيتزاسفارش ميده، صندوقداربهش ميگه: پيتزاتون چند قسمت بشه؟١٢ تا يا ٦تا؟ دختره ميگه : وايي من هيچوقت ١٢ تا نميتونم بخورم همون ٦ تا!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی