واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
یه سال پیش چقدر شیطون بودم...........اوایل که اومده بودم همش خطاب گل میزاشتم...........یکم بعدتر حذف کاربری زدم.............ازسایت اصلیمون که خواستم برم بی خدافظی......اومدم نیما صابری کاربریمو برگردوند...............
بعضـــــــی موردام در مورد دوستی آ دیدم که خیـــلی مهمِ و باید بگم و اونم دونستن حدّ و حدود توو دوستیاست . . . مرز بین صمیمیت و هر حرفیُ بزبون آوردن رو بدونیم . . . کسی که دوستِ صمیمی و راحت هر حرفیُ میزنه / یکم که بگــــذره - حدیث مفصل از این مجمل بخوانید - . . . (اینا رو صرفاً برا یادآوری خودم گفتم , دوستان خودشون میدونن )
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 52 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی