واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
امشب توی راه توی ماشین که بودم یه دختر بچه 6 یا 7 ساله عقب یه ماشین سوار بود ! بعد نگاش کردم خندیدم ! بعد خندید ! یکی در میون دندون نداشت ! هی میخندیدم بهش براش شکلک در میاوردم هی میومد ناز کنه چادرشو میکشید جلوی صورتش شکلک در میاورد ! خیلی احساس خوبی بود! یک دقیقه ای همینجوری بودیم ! خوش گذشت ! اما این مهم بود که چقد راحت با هم ارتباط برقرار کردیم . بدون اینکه کسی فکر بدی به ذهنش راه بده . چرا دنیای بزرگا این شکلیه ؟!
یادمان باشد، فردا ،حتما، ناز گل را بکشیم... حق به شب بو بدهیم... و نخندیم دیگر، به ترکهای دل هر گلدان...!! و به انگشت، نخی خواهیم بست تا فراموش نگردد فردا...! زندگی شیرین است! زندگی باید کرد... ولی نه به هر قیمت و بدانم که شبی خواهم رفت .... !!! و شبی هست که نباشد، پس از آن فردایی ...
میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولی نیست میگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست داغ عشق هیچکی مثل اون که پس میزنتت نیست چه بده تنهاشی وقتی هیچ کسی هم قدمت نیست
چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری ، " از ســادگی نیست" ، شاید دیگه اونقدر واست مــهم نیستن که روشون حســـــــــــــــاس باشی!!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 51 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی