واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
آقایون محترم و عزیز : زن فقط موي مش كرده ، ابروي برداشته ، لبانِ قرمز نيست !!! زن لباسِ سفيد و شب با شكوه عروسي ، بوي خوشِ قرمه سبزي ، هوسِ شبهاي جمعه ، قرارهايِ تاريكي كوچه پشتي ، تويِ يك ماشين نيست !!! زن فقط يك زنِ پا به ماه ، حالت تهوع ، استفراغ ، دردهاي زايمان و مادر بچهها نيست !!! زن فقط عصايِ روزهاي پيري ، پرستار وقتِ مريضي رفيقِ پاي منقل ، مزه بيار دورههاي دوستانه نيست ... زن وجود دارد ، روح دارد ، قدرت و جسارت ، پا به پاي يك مرد ، زور دارد ... عشق اشك نياز محبت يك دنيا آرزو دارد ... زن هميشه همه جا حضور دارد و اگر تمام اينها يادت رفت ، تنها يك چيز را به خاطر داشته باش : كه هنوز هيچ مردي پيدا نشده كه بخواهد جايِ يك زن باشد !!!
اینایی که تو پارک تنها یه گوشه میشینن و هندزفری تو گووششونه... اینایی که تو خیابون همیشه سرشونو پایین میندازن و راه میرن... اینایی که تو تاکسی همیشه خودشونو میچسبوونن به در، که کناریشون معذب نباشه ... اینایی که دلشون واسه هیشکی تنگ نمیشه ... اینااااا ... ایناااااااا .... اینااااااااا رو خیـــــــــــــــــــلی مواظبشون باشین ، اینا هیچی واسه از دست دادن ندارن قبلاً یه نفر هر چی داشتن رو ازشون گرفته ...!!!
تو خیابون یه دونه از این پسرا كه خوشگلپسرن به دختره گفت: جووووووووون، دست بابات درد نكنه چی ساخته. دختره هم خعلی خونسرد بش گفت: شمارهی مامانت رو بده به بابام بگم بیاد یكی هم واسه شما بسازه!!!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 10 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی