واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
ابتدا فر را در دمای 120 درجه روشن کنید تا گرم شود.سپس کف ظرف مخصوص پیتزا را روغن بمالید تا خمیر پیتزا به آن نچسبد. خمیر را داخل ظرف قرار دهید اگر خمیر را از بیرون بخرید باید طرفی که صافتر هست را رو به بالا قرار دهید.
اگر خمیرتان خشک بود دور خمیر را کمی مرطوب کنید تا در هنگام طبخ نسوزد . سس قرمز را روی نان بمالید (به ضخامت 3 میلیمتر) . بعد پنیر پیتزای رنده شده را روی سس بریزید تا کاملا سطح نان را بپوشاند.
سپس سوسیس یا ژامبون پپرونی را که خرد کرده اید روی پنیر پیتزا بچینید بعد مواد دیگر مثل گوجه و فلفل دلمه ای و ... را روی پیتزا بریزید.
ظزف را داخل فر قرار بدید و دما رو روی 220 درجه تنظیم نمایید. هرپانزده دقیقه پیتزا را چک نمایید و زمانی که احساس کردید پیتزای شما پخته است و از پف مطلوب برخوردار گشته آن را از فر بیرون بیاورید.
نکته:در هنگام تهیه هر نوع پیتزایی دقت نمایید که دمای تمام مواد اولیه یکسان باشد.
طرز تهیه:
ابتدا سبزی را با کمک آسیاب سبزی خورد کن آکا کاملا ریز خورد میکنیم
گوشت خرد شده را با یك عدد پیاز وكمی نمك و فلفل می پزیم. به طوری كه یک استكان كوچك آب داشته باشد. برنج را جداگانه آبكش می كنیم. زعفران را در کمی آب جوش دم كرده، سپس تخم مرغها را در آن شكسته و ماست و سبزی را نیز اضافه نموده و مخلوط می کنیم. مقداری از برنج را نیز به مخلوط اضافه میکنیم. کف تابه را با کمی روغن چرب میکنیم وبا شعله ملایم حرارت می دهیم. وقتی تابه داغ شد، ابتدا كمی از مخلوط را كف تابه ریخته و گوشت پخته شده را روی آن می چینیم و سپس بقیه مواد و نهایتاً بقیه برنج را ریخته و مقدار آب گوشت باقی مانده را روی كل مواد می ریزیم و سپس با شعله كم گاز می گذاریم خوب دم بكشد. زمانی كه مواد خود را كاملاْْ گرفت می توانید تابه را روی گاز برگردانید (البته بهتر است قبل از برگرداندن تابه، داخل درب را با مقدار كمی كره چرب كنید). اكنون با باز كردن درب تابه میزان برشته شدن غذا را بررسی كنید. چنانچه كمتر از میزان دلخواه شماست دوباره آن را به طرف قبل برگردانید و بدین ترتیب می توانید میزان برشته شدن هر دو طرف را در حد دلخواه تعیین كنید. توجه داشته باشید كه در مورد ته چین و انواع كوكو طرفی از غذا كه در كف اصلی تابه قرار گرفته، بدلیل آنكه دقیقاْ شكل ظرف را به خود گفته است، روی غذا محسوب می شود!
گل کلم را به قطعه گلهای کوچکتر تقسیم وبا دقت شسته و با دو لیوان آب به مدت یکربع تا بیست دقیقه بپزید بعد از پخته شدن گل کلم را روی صافی بریزید و ده دقیقه بعد با پشت چنگال گل کلم را ریز کنید طوری که به تکه های ریزی تبدیل شود ولی له نشود بعد فلفل ،نمک ، زرد چوبه ،آرد ، جعفری و پیاز رنده شده اضافه کنید و خوب با هم مخلوط کنید و در آخر تخم مرغ را اضافه کنید و به هم بزنید و در ماهیتابه با حرارت کم سرخ کنید . در ماهیتابه را ببندید تا هم خوب پخته شود و هم نیاز به روغن زیادی نداشته باشد .
1- او با سری بزرگ متولد شد
وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است، اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.
2- حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود
مطمئنا انیشتین می توانسته کتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن [تولد] برای بچه های کوچک بود.
3- او از داستانهای علمی- تخیلی متنفر بود
اینیشتین از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد ،آنها باعث تغییر درک عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد.
به بیان او من هرگزدر مورد آینده فکر نمی کنم، زیراکه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می کرد کسانی که بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بینند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند
4- او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن 17 سالگی، انیشتن که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تا کنون متولد شده، در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوییس رد شد.
در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی که بعدها از او در این رابطه سوال شد؛ او گفت: آنها بی نهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود آحساس نمی کرد.
5 - علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
انیشتن در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت. علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم او را می شناسند و یا نمی شناسند. پس این مورد قبول واقع شدن [آن هم از روی پوشش] چه اهمیتی میتواند داشته باشد.
6- او فقط یکبار رانندگی کرد
انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت می کرد، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان،شنوندگان حضور داشت. انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ می کرد.
یک روز انیشتن در حالی که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود. انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.
او قبول کرد، اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیشتین جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت سوالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید"سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
7- الهام گر او یک قطب نما بود
انیشتن در سنین نوجوانی یک قطب نمابه عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.
وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابر این تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.
8- راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انیشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.
اما اینکار بصورت غیر قانونی انجام شد. بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروی تکه هایی از مغز انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتن در مقایسه با میانگین متوسط انسانها، مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز انیشتن مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بایکدیگر فراهم می سازد.
علاوه بر اینها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 26 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی