دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

این منو این تریپش منو کشته

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

من اطمینان دارم کسی که این قانونو گذاشته که باتریتونو قبل از استفاده هفت ۸ ساعت بذارین شارژ بشه!!! تا حالا وسیله نو نخریده وگرنه می فهمید همه عشقش به همون لحظه اوله ! که استفاده کنی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یعنی بعضی وقتا میخوام با مشت بکوبم پای چشم کسی که 30 دقیقه باهاش حرف میزنی و مشورت میکنی آخرش میگه چی بگم والا هر طور خودت راحتی..

آقـا اَمـیـن
545761_375362212507934_223137177730439_1076040_548431835_n.jpg آقـا اَمـیـن

تا حالا دقت کردین که قیمت بیسکوییت رنگارنگ همون 100 تومان مونده؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

@آقـا اَمـیـن از اين عكساي ِ خاك بر سري چيه گذاشتي بالاي ِ پروفايلت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
رویـــــــــا
1_p_1714304.jpg رویـــــــــا

@آقـا اَمـیـن امین، باران کادوشو بابت قضیه اون روز گرفت ، بیا اینم برا یو

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یه جسم بیست و یک ساله، یه تفکر هفت - هشت ساله، یه روح هفتاد ساله... این منم!! باورکنید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

قصه ی اصحاب کهف یک شوخیست اینجا یک روز که بخوابی همه تو را از یاد می برند

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

من رفیقامو هیچ وقت نفروختم ، چون اکثرشون دو زار نمی‌‌ارزیدن...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

نشسته ام…. _ کجا؟! کنار همان چاهی که تو برایم کندی…. عمق نامردی ات را اندازه می گیرم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط موبایل در دوره

دارم میشم . از دارم درس میخونم . نمیزارن بیام دنبالر میگن بشین درس بخون

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@پـــری‌ســــا یه روز یه جنگل بود که درخت نداشت. یه شکارچی بود که تفنگ نداشت. یه تفنگ بود که فشنگ نداشت. بعد اون شکارچی با اون تفنگ که فشنگ نداشت یه گوزن شکار کرد که شاخ نداشت گوزن را انداخت توی کیسه که ته نداشت این داستان که نویسنده نداشت نویسنده هم اسم نداشت هر چند این داستان سر و ته نداشت ولی ارزش سرکار گذاشتن رو که داشت…