واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
اومدم خونه، مادربزرگم تا منو دید گفت: بالاخره یاد گرفتم sms بدم! گفتم :چی میگی؟ عمراً اگه یاد گرفته باشی! اینو گفتم و رفتم تو اتاقم... چند ثانیه بعد یه مسیج با این مضمون از طرف مادربزرگم اومد: گه نخور...!
یکی از فانتزیام اینه ک وقتی مترو کیپ تا کیپ پر آدمه، وقتی در باز میشه همه منو بشناسن بیان پایین تعارفم کنن منم باخونسردی برم تو حتی بشینم روصندلى .. وای چ حالی بده...
یه پسر عمو دارم۴سالشه عاشق یه دختر ۲۲ ساله شده اینا به کنار چند روز پیش خواب بودم بیدار شدم دیدم چاقو گذاشته روی رگش و به من میگه یا برام میری زن میگیری یا میرم خودمو می کشم.
یکی از فانتزی های دانشگاهیم اینکه یه ترم مرخصی بگیرم ولی به دوستام خبر ندم و بعد از دو ماه آگهی ترحیمم رو بفرسم برای دانشگاه بعد همکلاسی هام افسوز بخورن منم فردای آن روز برم دانشگاه. مثل روح محو بشم جلوی همکلاسی هام برم افق با دوتا بال سفید
یکی از فانتزیام اینه که تلفنم زنگ بخوره بگن یه دستگاه اتومبیل bmw برنده شدم منم از خوشحالی، غش کنم ببرنم بیمارستان. وقتی به هوش بیام بهم بگم اشتباه شده حالم گرفته بشه ولی بعدش سوئیچ ماشینو بدن دستم بگن مبارکه.
از مزخرف ترین اتفاقات نصفه شبا، این صدای شکسته شدن قولنج وسایل خونه ست. مخصوصا تلویزیون و وسایل چوبی هی شبا قولنج شون می شکنه، آدم لوزالمعده اش میاد تو حلقش!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 53 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی