واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
@آقـا اَمـیـن گاهی دست " خـــودم " را می گیرم،می برم هوا خوری " یــاد " تو هم که همه جا با من است " تنــهایــی " هم که پا به پایم میدود... میبینی؟ وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است ...
خب دوستان از طرف همه شما ها اش رشته همسایمون که واسم سند کرده بود رو خوردم تنددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد و تیزززززززززززززززززززززززززززززززززززز حالا دیگه نمی دونم کدومتون از تندی بدتوووووون میاد به هر حال
قدیما مردم الکی حلقه دست میکردن که بقیه فکر کنن متاهل هستن و کسی مزاحمشون نشه ... . . . . امروز اونایی هم که ازدواج کردن قایم میکنن که موارد جدید رو از دست ندن
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 16 ساعت و 34 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی