دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
AbgoshteAnar.jpg آقـا اَمـیـن

آبگوشت با رب انار --->> دیدگاه

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

دست های ما کوتاه بود و خرماها بر نخیل ما دست های خود را بریدیم و به سوی خرماها پرتاب کردیم خرما فراوان بر زمین ریخت ولی ما دیگر دست نداشتیم.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
450_1326724644_original_gwtvkqijpxlrohmuyzac.jpg آقـا اَمـیـن

آش آلو --->> دیدگاه

آقـا اَمـیـن
450_1326404610_original_iejokbhguwxfapzldcsn.jpg آقـا اَمـیـن

خوراك سوسيس -->> دیدگاه

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

زمانى كه ما مدرسه مى رفتيم، يك نوع املاء بود به نام 'املاء پاتخته اى'، در نوع خودش عذابى بود اليم! براى كسى كه پاى تخته مى رفت يه حسى داشت تو مايه هاى اعدام در ملاءعام.. و براى همكلاسى هاى تماشاچى چيزى بود مصداق تفريح سالم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

@نوید شایسته به به باورم نمیشه تو دومین نفری باشی که تو عضو شدی یعنی میشه؟

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

بچه ها شماهام ﺳﺮه اﻣﺘﺤﺎن وﻗﺘﯽ اﺳﺘﺎد از ﮐﻨﺎرﺗﻮن رد ﻣﯿﺸﻪ دﺳﺘﺘﻮن رو ﯾﻪ ﺟﻮری رو ﺑﺮﮔﻪ ﻣﯿﺰارﯾﺪ ﮐﻪ اﺳﺘﺎد ﺟﻮابایِ ﺷﻤﺎ رو ﻧﺒﯿﻨﻪ و ﻧﻔﻬﻤﻪ ﺗﻮی ﺑﺮﮔﻪ ﭼﻪ ﮔﻨﺪی زدین ؟!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

کتابی که می خوانی نباید به جای تو فکر کند ، بلکه باید تو را به اندیشیدن وا دارد

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

مانند شیشه ، شکستنـــــم آسان بـــود . . . ولی ، دیگـــر به مــن دست نزن این بار زخميت خواهم كرد (مواظب رفتارت باش چون اینبار حتما زخمیت می کنم )

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

با این قیمت ارز، الان یه معتادِ کارتن خوابِ کراکی که تو جوب‌های نیویورک میخوابه؛ میتونه با ته‌مونده جیبش تو هتل داریوش کیش زندگی کنه!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

بخاطر ميخي, نعلي افتاد. بخاطر نعلي, اسبي افتاد. بخاطر اسبي, سواري افتاد. بخاطر سواري ، جنگي شکست خورد. بخاطر شکستي, مملکتي نابود شد. و همه اينها بخاطر کسي بود که ميخ را خوب نکوبيده بود....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

در ایران اگر کسی لخت شود به رگ غیرت همه برمی خورد، اما اگر کسی لختمان کند در نهایت ترس و تواضع با وی همکاری خواهیم کرد.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

کودک که بودم ، وقتی زمین می خوردم مادرم مرا می بوسید و من تمام دردهایم از یادم می رفت ، دیروز زمین خوردم ، گرچه دردم نیامد اما ، به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد ...