واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
تنهایـــی بــــد اسـت اما بدتــر از آن اینـسـت که بخواهــی تنهاییــت را با آدم های مجـــازی پــر کنــی آدم هایــی که بود و نبودشـــان به روشــن یا خامــوش بودن یک چــراغ بستــگی دارد !!!
سمت چپ عکس رو نگاه کنید.اینجا پارک حاشیه ای چمران هست.ینی این شیرازیا شب و روز هر وقت حوصلشون بشه هر خوردنی دارن میان اینجا میشینن میخورن.حالا بماند که همیشه شلوغه و هیچوقت جای سوزن انداختن نیست.و یه چیز دیگه.همیشه تو جریانات سیاسی هم حرف اول رو میزنه
مـــــن و تـــــودست در دست هم آن سوی زمـــــان راهی خواهیم شد ... همچون کودکانی که بیرون جاده قدم میزنند زمـــــان در مـــــــا نمی گذرد ... بیا ساعت هایمان را بفروشیم!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 14 ساعت و 51 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی