واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
#آزاده@آزاده ایــرانی می ره هتل صبح روز اول می ره توی رستوران هتل صبحانه بخوره می بینه روی تابلو نوشته: “از ساعت ۷ الی ۱۱ صبحانه … از ساعت ۱۱ الی ۵ ناهار و از ساعت ۵ الی ۱۱ شب شام سرو می شود…” پیش خودش می گه : پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
سه دزد بزدزد رفتن بزدزدی یه دزد بزدزد دو بز دزدید دو دزد بزدزد یه بز دزدیدن، یه دزد بزدزدبه دو دزد بزدزد گفت من که یه دزدبزم دوبز دزدیدم اونوقت دو دزدبزدزد یه بزدزدیدین؟!
@آقـا اَمـیـن انسان بودن يعني اين که وقتي با کسي مشتاقانه کوهي رو بالا رفتي اما رو قله حس کردي که ازش بي نياز شدي يادت نره که اون پايين چقدر بهش نياز داشتي
@پـریـسـا ایرانسل در آینده ای نزدیک: مشترک گرامی چه خبر؟ مامان بابا خوبن؟ بچه کوچولو چه طوره؟ الهی ایرانسل قربونش بره مشترک گرامی یه طرح دارم پاییزه یکی سیم کارت بخر ، دوتا ببر یکی میارم در خونتون یکی می دم به عموتون یکی هم واسه عمتون ! مشترک گرامی کاری باری نداری فعلا ؟ قربونت ایرانسل !
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 32 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی