واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
@ماه هر روز دلتنگی هایم وسیع تر ، غم هایم سنگین تر ، قلبم شکستنی تر ، احساسم پریشان تر ، رخسارم بی رنگ تر ، دلبستگی هایم کمتر ، کلامم تلخ تر ، شعر هایم بی معنی تر و من از هر وقت دیگر خسته تر ... امشب بغضم فشرده تر ونفس کشیدن برایم سخت تر شده ... ای کاش غمهایم چون پرنده های مهاجر کوچ کنند ...
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 12 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی