واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
میگه آب میخوام،از یخچال براش آب ریختم تو لیوان میگه این و نمیخوام میگم بخور آب خنکه میگه خنک نمیخوام سرد میخوام از بطری آوردم جیغ کشید سرد میخوام گفتم سرده میگه از شیر آب میخوام از شیر آب ریختم تو فنجون جیغ کشید تو لیوان میخوام ریختم تو لیوان یکم خورد گریه کرد گرمه!نیم ساعت آب با حجمای مختلف قاطی کردیم تا به دمای ملوکانه رسید و اعلی حضرت میل کردن
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 57 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی