واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
اخه تعجب کردم وارد می شدم ولی زود پرش می زد و میرفت صفحه ی اصلی گفتم شاید مشکل از بنده باشه
سهههههههههههههههههههههههلام طناززززززززززززززززززززززززززززززززززززعلوسک بلام خلیدی
@آقـا اَمـیـن با یک سرهنگه سوار هواپیما میشن . @آقـا اَمـیـن رو به سرهنگه می کنه میگه ببخشید شما گروهبانید؟ سرهنگه میگه نه @آقـا اَمـیـن همین سوال رو چند بار می پرسه. آخر سرهنگه خسته میشه میگه بله بابا من گروهبانم . @آقـا اَمـیـن میگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشیدی ؟!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 6 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی