واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
@الهام رفتم با غم فراوون به مامانم گفتم شیشکی منو دوس نداره. محکم زد تو سرم ،جوری که داشتم با مغزمیرفتم کف سرامیک. میگم چرا زدی؟ میگه تا بفهمی چقدر دوست داریم. اشک تو چشام جمع شد که فهمیدم دوسم دارن اما اینا که ابراز میکردن من نمیفهمیدم.
يه لحـــظه پيـــش خودت تـــصور كن : تو حموم باشـــي يهـــو يادت بياد حولـــه ات رو با خودت نياوردي , داد بزنـــي كه يكي واست حوله بـــيارهبعد از چند دقيقـــه صداي در بياد در رو باز كـــني يه دست بياد تو حوله ات رو بهـــت بده . بعد همون جور كه داري لباســـت رو مي پوشي يادت بياد كه همـــه رفتن مسافرت و كســـي خونـــه نيــــــست !!!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 4 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی