دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

@mohade3 تولدت مبارک محدثه خانم ایشاالله 120000 ساله بشی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دارم ooVoo نصب میکنم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آنها را با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

به سلامتی دختر بچه کوچولويی که واسه شستن هرچی تو سرما باید یخ حوضو بشکونه اما بعضیها واسه برفبازی و اسکی خدا خدا میکنن برف بیاد

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو... و این هر دو، ‌عقل وعشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود.

آقـا اَمـیـن
1320153666moment_39.jpg آقـا اَمـیـن

وای اینا دارن چی کار میکنن؟

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@•– - Mαт - – باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا... جوي و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا... وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت تصدیق گفته هاي « هِگِل » بود و ما دو تا... روز قرارِ اول و میز و سکوت و چاي سنگینی هواي هتل بود و ما دو تا ... افتاد روي میز ورق هاي سرنوشت فنجان و فال و بی بی و دِل بود و ما دو تا ... کم کم زمانه داشت به هم می رساندمان در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا... تا آفتاب زد همه جا تار شد برام دنیا چه قدر سرد و کسل بود و ما دو تا،... از خواب می پریم که این ماجرا فقط یک آرزوي مانده به دِل بود و ما دو تا...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تويى كه نميدونى ميخواى برى يا بمونى هـى ميرى مياي تكليفت رو با خودت اول مشخص كن اين دل ، خونه ى خاله نيست كه هـى بياى و برى

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

افلاطون را گفتند: چرا غمگين نمي شوي؟گفت دل برانچه كه نميماند نمي بندم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب آب درحوض نبود ماهیان می گفتند هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب لب پاشویه نشست و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد به درک راه نبردیم به کسیژن آب برق از پولک ما رفت که رفت ولی آن نور درشت عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد چشم ما بود روزنی بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است باد می رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می رفتم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

از " تـــو " دلـگیـــر نیستَــــم . . . ـ اَز دلـَــم دلـگیـــرَم !ـ ... کــــه نَبــــودَنـتــــ را صَبــــورانــــه تحمـــــل میکـنَــــد . . . ـ بـی هیـــچ شِـکــــوه ای ...!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بیماری خطرناک بری بری : کمبود ویتامین ب. بری بدی : کمبود پول. بدی بدی : خراب ذاتی ... بدی بگی : کمبود عقل ... بگی ندی : بد قولی ... بری ندی : چتر بازی ... نری بدی : بیمعرفتی... بدی بری : مرام ... بدی نری : دردسر ... نگی بدی : سورپرایز... بدی نگی : راز داری

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

زندگی آن هنگام زیباست که آدمی بداند فکری به خاطرش درهیاهوست!!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . . . . .