آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آنها را با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم !
آقـا اَمـیـن
به سلامتی دختر بچه کوچولويی که واسه شستن هرچی تو سرما باید یخ حوضو بشکونه اما بعضیها واسه برفبازی و اسکی خدا خدا میکنن برف بیاد
آقـا اَمـیـن
عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو... و این هر دو، عقل وعشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود.
آقـا اَمـیـن
تويى كه نميدونى ميخواى برى يا بمونى هـى ميرى مياي تكليفت رو با خودت اول مشخص كن اين دل ، خونه ى خاله نيست كه هـى بياى و برى
آقـا اَمـیـن
افلاطون را گفتند: چرا غمگين نمي شوي؟گفت دل برانچه كه نميماند نمي بندم
آقـا اَمـیـن
رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب آب درحوض نبود ماهیان می گفتند هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب لب پاشویه نشست و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد به درک راه نبردیم به کسیژن آب برق از پولک ما رفت که رفت ولی آن نور درشت عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد چشم ما بود روزنی بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است باد می رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می رفتم
آقـا اَمـیـن
از " تـــو " دلـگیـــر نیستَــــم . . . ـ اَز دلـَــم دلـگیـــرَم !ـ ... کــــه نَبــــودَنـتــــ را صَبــــورانــــه تحمـــــل میکـنَــــد . . . ـ بـی هیـــچ شِـکــــوه ای ...!!!
آقـا اَمـیـن
گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود
آقـا اَمـیـن
بیماری خطرناک بری بری : کمبود ویتامین ب. بری بدی : کمبود پول. بدی بدی : خراب ذاتی ... بدی بگی : کمبود عقل ... بگی ندی : بد قولی ... بری ندی : چتر بازی ... نری بدی : بیمعرفتی... بدی بری : مرام ... بدی نری : دردسر ... نگی بدی : سورپرایز... بدی نگی : راز داری
آقـا اَمـیـن
زندگی آن هنگام زیباست که آدمی بداند فکری به خاطرش درهیاهوست!!!!
آقـا اَمـیـن
دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . . . . .
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 47 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی