واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
ابتدا خامه رو باشکر بزنید تا خوب سفت بشه البته خامه فرم گرفته میخواهیم . فکر کنم باید پودر خامه را هم بهش اضافه کنید
بعد ماسکاراپونه رو بهش اصافه کنید با همزن دستی بزنید تا قدری که یکدست بشه. یادتان باشه زیاد نزنید چون شل میشه
بعد لیدی فینگر ها رو توی کافه فرو ببر بعد بزار ته ظرف کنار هم . روش رو با کمی از خامه و ماسکاراپونه اماده بریزید.
و دوباره این عمل رو تکرار کنید. بعد بزارید توی یخچال که 3 ساعت بمونه موقع سر با یک الک یا چای صاف کن روش رو کامل پودر کاکائو را بپاشید
@•– - Mαт - – با برنامه ی طراحی چهره دارم چهره خواهرم رو طراحی می کنم اومده میگه چیکار میکنی ؟میگم دارم تورو میکشم میگه پس تا میتونی دماغمو کوچیک کن به جاش چشمامو درشت بکش !!!!
با توجه به تماس های گسترده مردم نوعدوست ایران اسلامی برای ارسال وجوه نقدی خود به مردم نیازمند مناطق زلزله زده آذربایجان شرقی، شماره حساب ۹۹۹۹۹ جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران نزد بانک ملت جهت دریافت کمک های نقدی هموطنان روزه دار و نوعدوست ایران اسلامی اعلام شد.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روابط عمومی و ارتباطات مردمی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران، در پی وقوع زمینلرزهای به بزرگی ۶٫۲ در مقیاس ریشتر، در شهرستان های وزرقان، اهر و هریس در استان آذربایجان شرقی که بسیاری از هموطنان را همزمان با لیالی پر برکت ماه رمضان داغدار کرد، بدینوسیله جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران اعلام میدارد با توجه به تماس های گسترده مردم نوعدوست و خیر ایران عزیز برای ارسال وجوه نقدی خود به مردم نیازمند آن منطقه، شماره حساب ۹۹۹۹۹ جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران نزد بانک ملت آماده دریافت کمک های نقدی هموطنان روزه دار و نوعدوست ایران اسلامی است.
@✔کتــ☾ــے ... به مامانم گفتم میخام تشکیل خانواده بدم میگه مگه الان خونواده نداری گفتم چرا ولی اون خونواده یه چیز دیگس گفت پس منظورت اینه ما خونواده خوبی نیستیم آره د لم خوشه پسر بزرگ کردم حیف اون همه زحمت پسره چش سفید پاشو از جلو چشام گمشو
@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤ صبح سر سحر بابام از سر میز پا شد.یهو میپره با دست نوک دماغمو میگیره،همچین کشید که هنوز درد میاد. میگم واسه چی اینجوری میکنی؟میگه داشتم سر میخوردم ،دماغتو تکیه گاه شد سر نخورم. خدایی قانع شدم. فقط خدا رو شکر کردم بابام برج نمیسازه،وگرنه هر دیواری که تکیه گاه خاست دماغ منو میداد جلو
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 5 ساعت و 55 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی