آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
بیداری من حس خواب بودنم را بر هم زد یا هذیان میگفتم و در خواب کابوس بیداری از من گریبان گرفته..؟؟؟؟
آقـا اَمـیـن
کاش تکیه می دادی به من و مدام شعر می خواندی؛ شعر شعر شعر عمری بیهوده نمی گذشت...
آقـا اَمـیـن
دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست فقط نقطه ای از آن خودم……. روی آن نقطه هم میخ میکوبم و قاب عکس تو را می آویزم...
آقـا اَمـیـن
نـگ و رو نـمـانـده بـر دسـت و دلـم خـواب مـی مـانـم سـر هـمـه ی قـرارهـا و روسـری هـایـم چـروک اسـت هـمـه از روزی کـه سـر هـیـچ قـراری انـتـظـار تـو پـیـدا و لـبـخـنـد تـو پـهـن نـیـسـت . . / .
آقـا اَمـیـن
بس که نام ترا سینه زدم خورشید هم برای من ناز می کند ! لعنتی فکر می کند گل آفتابگردان منم !..
آقـا اَمـیـن
یعــــنی می رسـَد روزی کـــه رویِ همـین صفـحـه بنوـیسم: 'آمـــد.... کـــه بمــــآند'...
آقـا اَمـیـن
باران یعنی برگشتن هوایِ مه آلود و شیروانی هایِ شاد! باران یعنی قرارهایِ خیس! باران یعنی تو برمی گردی، شعر بر می گردد!
آقـا اَمـیـن
ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی و دشوارترین کار جهان این است که کسی باشی كه دیگران می خواهند...
آقـا اَمـیـن
دیوانه ام می کنی وقتی که می گویی دوستم داری و چمدانت را میبندی و می روی
آقـا اَمـیـن
غم انگیز ترین صحنه ای که در عمرم دیدم دارکوبی بود که بر درخت پلاستیکی نوک می زد . دارکوب نگاهی به من کرد و گفت : " دوست من درخت هم درخت های قدیم . . ! "
آقـا اَمـیـن
مـــن مــــــی روم و تـــو مـــــی مــــانــی؛ بــا دنـیــایـــی از خــــاطـــــرات... راســتـــی آن روز کـــــه دلـــــداده تــو شــــدم یــادت هست؟ از آن جــا بـــه بـــعــدش را پـــاک کــــن...
آقـا اَمـیـن
وقتی این نوشته های سوزناک بعـضی ها رو می خونم که از رفتن عشقـشون دارن پـر پـر می شن، دلــم می خواد بــــرم عشقشونـو پیـدا کنم، دوتـا بـــزنــــم تـــو گوشـش، بگـــــم: الـــاغ! داری می کـُـشی بـدبـخـتــــو! برگرد!
آقـا اَمـیـن
خیلی وقتها قدرت یک نوازش، یک لبخند، یک واژه محبت آمیز،یک گوش شنوا، یک تعریف صادقانه یا اندکی توجه را دست کم میگیریم، که همه آنها میتوانند یک زندگی را متحول کنند.
آقـا اَمـیـن
مرد اون نیست که از نعره اش دیوار به لرزه بیاد،مرد اونه که از صدای نفس کشیدنش قلبت بلرزه.
آقـا اَمـیـن
حسرت چیزی نیست که من بخورم،حسرت،اون چیزیه که به دلت میذارم!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 37 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی