دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

روزی اگر نبودم تنها آرزوی ساده ام این است که زیر لب بگویی: "یادش بخیر"

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

"شرمنده ام" که بي تو نفس ميکشم هنوز...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد . شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش- دوست می دارد حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد ، چه قدر دوســتت دارد ! و این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

نسل من و تو نسلي بود که ؛ يواشکي بوسيد ، نوشيد ، خنديد ، حرف زد ، فکرکرد ، اعتراض کرد ، گريه کرد ، آرزو کرد ، دعا کرد ، درد و دل کرد ، انتخاب کرد ، عاشق شد ... به سلامتي " يــواشــکــي " که اگه نبود ، نسل من و تو منقرض ميشد ...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

از نوشیدن این قهوه های تلخ خسته که نمیشوم هیچ مشتاق تر میشوم گویی نام تو در ته فنجان بعدی دیده خواهد شد!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

لــــــــحظه های ســــکوتم پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند مــــــمـلو از آنــــــچـــه مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم و نــــــــــــمی گـــــویم...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به شادی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

شبیه کسی شده ام که پشت دود سیگارش با خود می گوید : باید ترک کنم ! سیگار را ، خانـــه را ، زندگی را ، و باز پُــکــی دیگر می زند

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

كلمات را كنار هم ميچينم... اين جورچين،جور نميشود، آوار ميشود بر صفحه ام.... آه انگار.... را كم آورده ام...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

هـرکـجـا کـه بـاشـی حـتـمـا آن جـا فـانـوسـی هـسـت . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دِلَمــ بـه کٌٌـمـآ رفـتـه براـے مٌردنَـشــ دَستـــ بـه دعـآ شَـویـدــ....

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گاهی ارزش واقعی یک لحظه را تا زمانی که به یک خاطره تبدیل نشود نمی‌فهمی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

میگمــ خداحافظ کهـ تو چشمــ تـَر کنی و بگـــی: کجــآ؟ مگه دستــِ خودتهـ این اومدن و رفتن؟ کهـ سفت بغلمــ کنی و بــگی: هیچ رفتــنی تو کار نیستــ همین جـآ " به دلتـــ اشاره کنی" جاتهـ تا همیشه آخرِ سرش محکمــ بگی: شیر فهم شد؟؟ و مَن، دل ضعفهـ بگیرم از این همه عاشقانهـ های ِ محکمت!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

" تـــو " دو حرفـــــــــ ــــــ ــــ بیشتر نیســـت ، کلمه ی کـــوتاهی کـــــ ـــ ـه برای گفتنش .. جانم به لبــــــ ـــ ـ رسید و ناتمـــــ ــــ ــام ماند ..

این ارسال را بازنشر کرده است.