آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا مي کرد کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيّــــــــــا مي کرد! پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست… کــــــاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد
آقـا اَمـیـن
در شيريني بوسه غرق بوديم که ناگهان شوري اشک را بر لبانم احساس کردم و فهميدم که اين بوسه ي جداييست
آقـا اَمـیـن
باز باران بی ترانه*** گریه هایم عاشقانه*** می خورد بر سقف قلبم*** یاد ایام تو داشتن*** می زند سیلی به صورت*** باورت شاید نباشد*** مرده است قلبم ز دستت*** فكر آنكه با تو بودم*** با تو بودم شاد بودم*** توی دشت آن نگاهت*** گم شدن در خاطراتت
آقـا اَمـیـن
آدمــــــها... در ارتباطاتشان یک آستانه ی " تحمـــــل " دارند... یک آستانه ی " تنــــــفر " ... و یک آستانه ی " تهـــــوّع " .. !!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 30 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی