واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
اعتراف می کنم تو دوران دبستان یه روز همه گچایی که پای تخته بود رو با هزار بد بختی روی پنکه ریختم، یه عالمه هم گچ از دفتر کش رفتم اوناهم پودر کردم ریختم رو پنکه سر کلاس که پنکه رو روشن کردیم کلاس مه شد، اصن یه وضعی!!!
تو این روزا اگه دیدین یه دانشجو نشسته یه نگاه به افق میکنه یه نگاه به گوشیش بعد به افق خیره میشه بعد باز به گوشیش نگاه میکنه بعد به افق خیره میشه و تو افق نیست و نابود میشه بدونین داره با گوشیش معدلشو حساب میکنه ببینه مشروط میشه یا نه!
@خــانـومـ ســـیــبシ چند راه کرمکی شدن : از رفتگر محله عیدی بگیرید! به عنوان آخرین نفر در صندوق رای حضور پیدا کنید و یک کبریت افروخته داخلش بیاندازید ماست را با چنگال میل کنید زنگ در خونه هارو بزنید بعد وایسید ببینید چی میشه! جـرات داری این کارا رو بکن
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی