واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
یک ساعته داشتم با یه زانتیا کورس میزاشتم...! آخرش یارو اومده میگه:داری کورس میزاری؟ گفتم:پَ نه پَ مریض دارم واسه همین دارم تند میرم برسونمش بیمارستان...! میگه:کوفتِ پــَ نه پــَ بزن کنار کنترل نامحسوسه!!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 5 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی