دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده یارو میگه نون می خوای ؟ پـــ ن پـــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- رفتم بانک پول بگیرم کارمنده میگه پول رو میبرین؟ گفتم پـــ نه پــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم....

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می خوای گاز بزنی؟ پـــ نه پـــ من می خوام لیس بزنم...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم اومده میگه جدی حال میده؟ میگم پــ نه پــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم، مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟ میگم: پــ نه پـــ همین جا میخورمش.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مینویسم مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟... میگم پــــ نه پــــ دعای ابوحمزه ثمالیه!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛ میگه: میخوای ببریشون؟ پــ نه پـــ اومدم کتابا رو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پـــ نه پـــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟! پـــــــ نه پــــــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

- رفتیم بلیط کانادا بگیریم، زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پـــ نه پــــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یکی بود یکی نبود، اون که بود تو بودی، اون که تو قلب تو نبود من بودم. یکی داشت، یکی نداشت، اون که داشت تو بودی، اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آیینه ی اتاقت را با آیینه ی اتاقم عوض می کنی؟!...این که فقط من را نشان می دهد!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بی تو چمدانی ست دلم که تنهاییم را در آن تا می زنم و قفلی از دلتنگی بر آن می گذارم ، که رمزش حروف اسم توست . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

زلال که باشی سنگهای کف رودخانه‌ات را می‌بینند، برمی‌دارند و نشانه می‌روند دُرست به سوی خودت!