دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گدايی زنگ خونه پيرزنی رو می زنه پير زن میگه : باز اومدی گدايی ؟ گدا هم جواب می ده : پس توقع داشتی بيايم خواستگاری !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

يكی داشت يكی رو بدجوری كتک می ‌زد و هی داد می‌زد : كمک ! كمک ! گفتند : تو داری اينو می‌زنی ، چرا كمک میخوايی !!! گفت : آخه اين گفته اگه بلند بشم پدرت رو در ميارم !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

طرف لب دريا همش داد ميزد آفرين، ما شا ا .... ، ازش ميپرسن چه کار ميکنی ؟ ميگه : پسرم یک ساعته رفته زير آب هنوز بر نگشته ... عجب نفسی داره ... !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یه روز یه دختر بچه به باباش میگه : نقاشیم قشنگه ؟ باباش میگه : آره دخترم ، حالا بگو جی کشیدی ؟ دختره میگه ک گاو با علف ، باباش میگه پس کو علفا ؟ دختره میگه گاو همشو خورده . بابا باز میگه : پس کو گاوه ؟ دختره میگه : علفاش تموم شد گاو رفتش

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

يه بار يه گوسفندي رو ميزارنش پشت وانت ميبرنش کشتارگاه بعد وقتي ميرسن به کشتارگاه صاحب گوسفنده ميبينه گوسفنده داره گريه ميکنه ميگه برا چي گريه ميکني ميگه آخه من مي خواسم جلو بيشينم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف کلمات: بدبخت فلک زده است!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یه روزی غضنفر داشته امتحان رانندگي ميداده. سرهنگه ازش مي پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ ترکه ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي كنه مي پرسه: يعني چي؟ ترکه ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یارو داشته دعا میکرده میگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم، ... ولی خدایا از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میآیم بیرون تو کمکم کن!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

مامانه ساعت 7 صبح میآد بالای سرپسرش میگه: رضاجون بلند شو باید بری مدرسه دیرمیشه. رضا از زیر پتو میگه: نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره، بچه ها باهام بدن، معلما ازم متنفرن، حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه. مامانه میگه: آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسلامتی تو مدیر مدرسه ای!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر عینک آفتابی میزنه میره بیرون خواهرشو میبینه میزنه زیره گوشش.. میگه: اینوقت شب بیرون چیکار میکنی؟! خواهره میگه عینکتو بردر!! عینکو بر میداره دوباره میزنه زیره گوشش میگه از دیشب تا حالا اینجا چه غلطی میکنی؟؟

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور كه داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه كنده میشه. عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو كشور خودم. غضنفر دلش می‌سوزه، میگه باشه. یكم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یكی دست عراقیه هم كنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، غضنفر هم میگه باشه. بعد یه تركش دیگه میخوره پای عراقیه هم كنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. یه دفعه غضنفر تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فكر نكن من نمیفهمما، كم‌كم داری فرار میكنی‌ها

آقـا اَمـیـن
249688_205486666161629_118877171489246_541847_823815_n.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

خاک و خاكستر ببين چقدر دلتنگ تو هستم نازنين... راستی... تو كه نيستی تا ببينی! پس فقط بخوان, فقط بخوان كه دلتنگ تو هستم, اندازه اش باشد برای وقتی كه آمدی

آقـا اَمـیـن
35781_135974769751911_135697983112923_406103_2863276_n.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

دلتنگیهایم مثل کلافی به دورم پیچیده اند، هر بار که با خودم درد دل می‌کنم، گره بغضم کورتر می شود...

آقـا اَمـیـن
206637_155034927894667_152191281512365_358084_5704201_n.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

می گویند رسم زندگی چنین است می آیند ، می مانند ، عادت می دهند و می روند.... و تو در خود می مانی و تنها !