واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
یکی جای من و پر کرد .... واست من این و فهمیدم .... که مرگ عشقم و یک جا .... توی چشمای تو دیدم .... #دارم-میرم-خداحافظ .... هنــــــــــوز توو فکرِ چشماتم . ... کنارت بودنم درده ... دلیل اوج اشکاتم ....
دامن کوتاه می پوشم مردا بـــــــــــــــد نگام می کنن.......
خب باشه دیگه دامن کوتاه نمیپوشم........
بیرون میرم دنبالم میان چرت میگن.........
خب کمتر بیرون میرم........
خطم مزاحم داره.............
خب باشه موبایلمو خاموش میکنم............
مَرده توی تاکسی مدام سعی می کنه بهم نزدیک شه.........
خب دیگه آرایش نمیکنم......عطر هم نمیزنم.............
من موندم به نظرتون اگه بمیرم بهتر نیس آیا.........؟؟؟؟؟؟؟
چقد وقت میزارین که منو ارشاد کنین......؟؟
چرا منو به خاطر ذات خراب یه عده مرد بی جنبه تنبیه می کنین؟!
به تو چه که من لباسم چیه...........................
مادر من.....!
پدر من..........!
آهای گشت ارشاد که بزور میخوای مارو بفرستی بهشت.............!
آقا ما نمیخوایم بریم بهشت.......................
به من نگین چی بپوشم .....................
چطوری راه برم ...
چطوری آرایش کنم......
کِی بخندم..
کِی زار بزنم............!!!!!
راحتم بزارین......................
میخوام اونی باشم که دوس دارم..............
میخوام خودم باشم..............................................
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 9 روز و 20 ساعت و 30 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی